تبلیغات |
عشقت رسد به فریاد.... زیبد که ز درگاهت نومید نگردد باز / آن کس که به امّیدی بر خاک درت افتد
| ||
|
با سلام بنا به درخواست بسیاری از خوانندگان وبلاگ، آهنگ متن وبلاگ رو از طریق لینک زیر میتونید در وبلاگ خودتون فعال کنید. لینک کد آهنگ متن وبلاگ
جدید:برخی از دوستان منبع آهنگ رو خواسته بودن، این آهنگ متعلق به آقای امیرحسین سام هست [ جمعه 18 آذر 1390 ] [ 11:52 ب.ظ ] [ خسی در میقات ]
[ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ خسی در میقات ]
بنام آنکه دوست دارد مرا غمی دیرینه دارم مرهمی کو دلی در سینه دارم همدمی کو به گرد شهر گشتم با چراغی مرا دردی است اما مرهمی کو بیاد آور مرا کز یاد رفتم به فریاد از سکوت آباد رفتم من آن بیدم که مجنونم تو کردی ز یادم بردی و بر باد رفتم میان سینه صد پاره ی مو نمیگنجد دل آواره ی مو غمی دارم دوتار زخمی ام کو مگر دشتی بسازد چاره ی مو غریق عشق شد این دل دریغا از این دریای بی ساحل دریغا نمی خواهد مرا زیبا نگارم دریغا عشق بی حاصل دریغا انکار مکن طلعت پیشانی خود را پنهان مکن ای عشق مسلمانی خود را بگذار که با موی تو خلوت کنم امشب
باید به یکی گفت پریشانی خود را طبقه بندی: از زلال دل، موسیقی، [ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ خسی در میقات ]
بنام او که گشاینده دل تنگ است باید از محشر گذشت این لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست ، گوهر روشندل از کان و جهانی دیگر است ، عذر میخواهم پری ... عذر میخواهم پری ... من نمیگنجم در آن چشمان تنگ ، با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند ، روی جنگلها نمی آیم فرود ، شاخه زلفی گو مباش ، آب دریاها کفاف تشنه این درد نیست ، بره هایت میدوند ، جوی باریک عزیزم راه خود گیرو برو ... یک شب مهتابی از این تنگنای بر فراز کوها پر میزنم، میگذارم میروم ، ناله خود میبرم ، دردسر کم میکنم ... چشمهائی خیره می پاید مرا، غرش تمساح می آید بگوش ، کبر فرعونی و سحر سامریست ، دست موسی و محمد با من است ، میروی ، وعده آنجا که با هم روز شب را آشتیست ، صـبـح چنـدان دور نیست ... شهریار طبقه بندی: از زلال دل، با بزرگان، [ جمعه 30 دی 1390 ] [ 01:13 ق.ظ ] [ خسی در میقات ]
بنام مهربانترین اى كسى كه گرههاى سختیها بوسیله تو گشوده مىشود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مىشكند، و اى كسى كه بیرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبیده مىشود. دشواریها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جریان یافته و اشیاء بر وفق اراده تو روان شدهاند، پس همه چیز به مجرد خواست توبىگفتنت فرمان پذیرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شدهاند. توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بلیات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمىشود، و غیر از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمىگردد هم اكنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگینیش مرا به زانو در افكنده و گرفتاریئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آوردهاى و به اقتدار خود بر من متوجه ساختهاى، پس براى آنچه تو وارد كردهاى برگردانندهاى، و براى آنچه تو پیش آوردهاى تغییر دهندهاى، و براى آنچه تو فرو بستهاى گشایندهاى، و براى آنچه تو مشكل ساختهاى آسان كنندهاى، و براى آنكه تو خوار كردهاى، یارى دهندهاى نیست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسایش را اى پروردگار من به رویم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شكوایم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كردهام شیرینى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشایش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سریع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعایت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زیرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شدهام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبریز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتادهام قادرى. پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظیم دعای هفتم صحیفه سجادیه
طبقه بندی: معصومین ع، جملاتی برای زندگی، [ شنبه 24 دی 1390 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ خسی در میقات ]
وقتی که قلبهایمان كوچكتر از غصههایمان میشود، وقتی نمیتوانیم اشک هایمان را پشت پلكهایمان مخفی كنیم و بغض هایمان پشت سر هم میشكند ... وقتی احساس میكنیم بدبختیها بیشتر از سهممان است و رنجها بیشتر از صبرمان ... وقتی امیدها ته میكشد و انتظارها به سر نمیرسد ... وقتی طاقتمان تمام میشود و تحمل مان هیچ ... آن وقت است كه مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم كه تو فقط تویی كه كمكمان میكنی ... آن وقت است كه تو را صدا میكنیم و تو را میخوانیم ... آن وقت است كه تو را آه میكشیم تو را گریه میكنیم ... و تو را نفس میكشیم ... وقتی تو جواب میدهی، دانه دانه اشکهایمان را پاك میكنی ... و یكی یكی غصهها را از دلمان برمیداری ... گره تكتك بغضهایمان را باز میكنی و دل شكستهمان را بند میزنی ... سنگینی ها را برمیداری و جایش سبکی میگذاری و راحتی ... بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از حجم لبهایمان، لبخند ... خوابهایمان را تعبیر میكنی، و دعاهایمان را مستجاب ... آرزوهایمان را برآورده می کنی ؛ قهرها را آشتی میدهی و سختها را آسان تلخها را شیرین میكنی و دردها را درمان ناامیدی ها، همه امید میشوند و سیاهیها سفید سفید ... منبع : گروه پرشین استار طبقه بندی: عشق الهی، جملاتی برای زندگی، [ یکشنبه 22 آبان 1390 ] [ 12:53 ق.ظ ] [ خسی در میقات ]
[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ خسی در میقات ]
عشقبازی به همین آسانی است... که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کارهمواره باران با دشت برف با قله کوه رود با ریشه بید باد با شاخه و برگ ابر عابر با ماه چشمه ای با آهو،برکه ای با مهتاب و نسیمی با زلف دو کبوتر با هم وشب و روز و طبیعت با ما عشقبازی به همین آسانی است... شاعری با کلماتی شیرین دست آرام و نوازش بخش بر روی سری پرسشی از اشکی وچراغ شب یلدای کسی با شمعی و دل آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی عشقبازی به همین آسانی است... که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حراج کنی رنج ها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی وبپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند عشقبازی به همین آسانی است... هر که با پیش سلامی در اول صبح هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی نمک خنده بر چهره در لحظه کار عرضه سالم کالای ارزان به همه لقمه ی نان گوارایی از راه حلال و خداحافظی شادی در آخر روز و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا و رکوعی و سجودی با نیت شکر عشقبازی به همین آسانی است... "مجتبی کاشانی" طبقه بندی: جملاتی برای زندگی، با بزرگان، شعر نو، [ سه شنبه 3 آبان 1390 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ خسی در میقات ]
هر آدمی انسان نیست!!! وقتی آدمها انسان میشوند، دیدن دارند! آدمها زندگی میکنند… انسانها زیبا زندگی میکنند! آدمها میشنوند… انسانها گوش میدهند! آدمها میبینند… انسانها عاشقانه نگاه میکنند! آدمها در فکر خودشان هستند… انسانها به دیگران هم فکر میکنند! آدمها به نفس کشیدن فکر میکنند… انسانها به استفاده از هر نفس! آدمها میخواهند شاد باشند… انسانها میخواهند درست شادی کنند! آدمها اسم اشرف مخلوقات را دارند… انسانها اعمال اشرف مخلوقات را انجام میدهند! آدمها انتخاب کردهاند که آدم بمانند… انسانها تغییر کردن را پذیرفتهاند، تا انسان شدند! آدمها میتوانند انسان شوند… انسانها در ابتدا آدم بودند! آدمها… انسانها… آدمها آدماند… انسانها انسان! اما… آدمها و انسانها هر دو انتخاب دارند… اینکه آدم باشند یا انسان، انتخاب با خودشان است!!! طبقه بندی: جملاتی برای زندگی، موفقیت، [ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 11:19 ب.ظ ] [ خسی در میقات ]
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن گردشـــی در کوچــه باغ راز کن هر که عشقش در تماشا نقش بست عینک بدبینی خود را شکسـت من مـیـــان جســـمها جــان دیـــدهام درد را افکنـــده درمـان دیـــدهام دیــــدهام بــر شـــاخهها احـســـاســها میتپــد دل در شمیــــم یاسها زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست زندگی باغ تماشـــای خداســت گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود میتواند زشــت هم زیبا شــود حال من، در شهر احسـاسم گم است حال من، عشق تمام مردم است! زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا صبـــحهـا، لبـخندهـا، آوازهـــا ای خــــطوط چهــــرهات قـــــــرآن من ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــیشـود مثنویهایـم همــه نو میشـود حرفـهایـم مــــرده را جــــان میدهــد واژههایـم بوی بـاران میدهـــد "مولانا" طبقه بندی: عشق الهی، شعر کهن، با بزرگان، موفقیت، [ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 10:36 ب.ظ ] [ خسی در میقات ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||